خیر سرمان! رفتیم کاسبی کنیم!! اولش یک بنده خدایی پیشنهاد داد و آمدیم و رفتیم و ... بالاخره یک زیر زمین کرایه کردیم در یکی از شهرهای اطراف تهران روبروی درب یک دانشگاه به چه گندگی!!!
هنوز شروع نکرده بودیم که این بنده خدا ناپدید شد!!! و ما شدیم دست تنها
جایتان خالی ! !! هر کاری فکر کنید خودم انجام دادم ، لوله کشی ، نصب کابینت ، طراحی و ساخت و نصب پیشخوان و برق کاری و زمین شوری و ...
غذا هم پختم و ... تمام تلاش را کردم که غذا عین غذای خانه باشد ، با کیفیت و از مواد خوب...
راستش هر چه زور زدم که به خودم به قبولانم که یک کمی دست کجی از کیفیت و ... "باید" این حرفه است
ولی نشد که نشد ، این وجدان ما همیشه بیدار است ، اگر بدانم کدام داروی خوابی یک مقدار گیجش میکند
باور بفرمایید !! مهلتش نمی دهم!
خلاصه ! به سلامتی ! ور شکست شدیم! اگر اشتباه حساب نکرده باشم هشت میلون و دویست رفت!
بامزه ماجرا اینکه به آن طرف اطلاع دادیم که اینجوری شده
بعد از مدتی فرمودند : که با وکیلی صحبت کردند و ایشان(جناب وکیل) فرمودند که چون زیر 10 روز فلنگ را بسته ای و هنوز کار شروع نشده بوده ، در خسارت وارد شده نه شرعاء و نه قانونا شما مقصر نیستید
حالا اگر دلتان خواست یک مبلغی بهش بدهید!!
ایشان هم میخواستند پای تلفن یک مبلغی را من بگویم که بعدا ایشان بدهند که البته من سکوت کردم
چرا سکوت ؟؟؟ چون محو کلمات "نه شرعا و نه قانونا" شده بودم
خیلی دلم میخواست همچین بزنم تو .... اصلا ولش کنید! این دل من بنز هم دلش میخواهد! دلیل نمیشود که هر چه خواست من بهش بدم!!
ماهی فروش
+ نوشته شده توسط ماهی فروش در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت
11:54 |