تبليغاتX
در این مکان ماهی تازه عرضه میشود! ا
بهتره مردی تو زندگیتون باشه که مصرف رژ لبتون را زیاد کنه ، نه اینکه مصرف ریمیلتون زیاد بشه


(بر گرفته از یک اس ام اس)


ماهی فروش : نکات بسیار ادبی و آموزنده ای در پس این پیامک نهفته می باشد


در ضمن روز بانوان بر همه مبارک باد


و اما ... با خبر شدیم!! که خانوم ماهی فروش در حال خواندن این وبلاگ می باشد

و از اول شروع کرده تا برسد به انتها


مقدمشان را گرامی میداریم (ماهی فروش )

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:14 |

"تا شش سالگی فکر میکردم اسمم دست نزنه!"


ماهی فروش

پ.ن : به نقل از اینترنت

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 22:42 |
1. کار

کار پیدا کردم. یک شرکت که البته به خانه ماهی فروش نزدیک هم هست. قصد دارد تغییراتی در سازمانش بدهدو از این به بعد شخصی را برای مسول شبکه داشته باشد.

بعد از دیدن یک آگهی خیلی کوچیک و ... رزومه دادن و 2 بار مصاحبه . الان چند روز هست که در این کار مشغول شدم.


2. سوتی

نمیدونم موقع کپی کردن آدرس وبلاگها تو آدرس بار چه اشتباهی کردم که آدرس araaa.blogfa.com کپی شده بود جای آدرسی که نظر برای وبلاگها می نوشتم!!!

از نویسنده محترم این وبلاگ معذرت میخوام که به علت حواس پرتی این اتفاق افتاد

عاشقی دیگه!!!


3. مغازه اجاره ای رودهن روی دستم مونده! اگر کسی ایده ای داشت و ... ممنون میشم از کمکتون

(روبروی دانشگاه آزاد)


و البته اگر تا حالا یک اختراع ثبت کردین و آشنایی دارین هم ، به یاریتان نیاز مندیم



ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 و ساعت 17:8 |
نمیدانم اشک چقدر وزن دارد

ولی میدانم که با گریه سبک میشوم



دلم ، یک دل سیر گریه میخواهد ، ولی جاری نمیشود

این سنگینی در توان من نیست ... خدایا ... ببارد این آسمان  تا صاف شود و من سبک



ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 20:55 |
ماهی فروش :باری مرشد جان! شبی نشسته بودیم ، تنها و متفکر ... که ناگهان سیمهایمان قاطی کرد و خون به صورتمان آمد و رگ غیرتمان زد بیرون و خلاصه ... گفتیم عمل ، مرد میخواهد ...(اشاره به خود ) این مرد

دنیا بالا و پایین بسیار دارد .....  چه باک

3 سال است به دنبال کاریم .... جور می شود به زودی

درها بسته است .....  چو درب بسته باشد ، گشاینده اوست

....................................  اصلا آدم خیس از باران چه هراس دارد.


باری مرشد جان ، هی خودمان گفتیم وهی خودمان جواب دادیم


که ناگهان دل به دریا زده و عزممان راسخ شد و تلفن زدیم و قرار گذاشتیم و .... از عروس خواستگاری نمودیم

....



ماهی فروش

(ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 و ساعت 19:29 |
خیر سرمان! رفتیم کاسبی کنیم!! اولش یک بنده خدایی پیشنهاد داد و آمدیم و رفتیم و ... بالاخره یک زیر زمین کرایه کردیم در یکی از شهرهای اطراف تهران روبروی درب یک دانشگاه به چه گندگی!!!


هنوز شروع نکرده بودیم که این بنده خدا ناپدید شد!!! و ما شدیم دست تنها

جایتان خالی ! !! هر کاری فکر کنید خودم انجام دادم ، لوله کشی ، نصب کابینت ، طراحی و ساخت و نصب پیشخوان و برق کاری و زمین شوری و ...


غذا هم پختم و ... تمام تلاش را کردم که غذا عین غذای خانه باشد ، با کیفیت و از مواد خوب...


راستش هر چه زور زدم که به خودم به قبولانم که یک کمی دست کجی از کیفیت و ... "باید" این حرفه است

ولی نشد که نشد ، این وجدان ما همیشه بیدار است ، اگر بدانم کدام داروی خوابی یک مقدار گیجش میکند

باور بفرمایید !! مهلتش نمی دهم!


خلاصه ! به سلامتی ! ور شکست شدیم! اگر اشتباه حساب نکرده باشم هشت میلون و دویست رفت!


بامزه ماجرا اینکه به آن طرف اطلاع دادیم که اینجوری شده

بعد از مدتی فرمودند : که با وکیلی صحبت کردند و ایشان(جناب وکیل) فرمودند که چون زیر 10 روز فلنگ را بسته ای و هنوز کار شروع نشده بوده ، در خسارت وارد شده نه شرعاء و نه قانونا شما مقصر نیستید

حالا اگر دلتان خواست یک مبلغی بهش بدهید!!

ایشان هم میخواستند پای تلفن یک مبلغی را من بگویم که بعدا ایشان بدهند که البته من سکوت کردم


چرا سکوت  ؟؟؟ چون محو کلمات "نه شرعا و نه قانونا" شده بودم


خیلی دلم میخواست همچین بزنم تو ....   اصلا ولش کنید! این دل من بنز هم دلش میخواهد! دلیل نمیشود که هر چه خواست من بهش بدم!!


ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:54 |

ماهی فروش با صدایی نه چندان بلند !:  عزیز من ! دلبندم!! درست متر کن جانم!


                                                 آدمها هم قد خودشان هستند! نه هم قد تصورات تو!


ماهی فروش


+ نوشته شده توسط ماهی فروش در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 و ساعت 11:39 |
راستی !!! سال نو هم مبارک


این سال نهنگ برای همه خوب باشه ، مخصوصا برای من ماهی فروش که نهنگ و ماهی فروش با هم تناسبی دارند

وصف ناپذیر




دیر عید را تبریک که نگفتم! نه !! البته آدم متاهل حواس نداره که!!


ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در جمعه یازدهم فروردین 1391 و ساعت 22:4 |
ماهی فروش : بله مرشد جان! میگفتم!

مرشد : می فرمودید!

ماهی فروش : بله : عشق باید مثل دسته چپق دو سر داشته باشه !

                   ااییییییییییییییییییییی  ! عاشق شدیم هاااا ، باری در یک شب ! تنها نشسته بودیم و به احوالاتمان فکر می نمودیم که ناگهان........... تصمیم گرفتیم ! دل به دریا زدیم و .. هر چه بادا باد

بیت : سیاهی لشکر نیاید به کار ... یکی مرد جنگی به از صد هزار

حالا که همه چی خراب شده و تنها هستم و وضع کارم اینجوری شده و دوستان و زمانه و ووووو  

حالا وقتشه ماهی فروش (جمله خطاب به خود)   حالا اگر عشق هست نه به خاطر مادیات و نه به خاطر هیچ چیز دیگه     فقط خودم هستم و خودم  

باری اینجوری شد که دل به دریای عشق زدیم



ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در چهارشنبه نهم فروردین 1391 و ساعت 0:39 |
خوب ! یک نگاه کوچولو بندازیم به اتفاقاتی که از قبل افتاد ، تا زمانی که دارم اوضاع حال را تعریف میکنم ، یک چیزهایی از قبل یادتان باشد


دیگه شده 3 سال از روز اول آشنایی ما ، روزهای خوب و تلخ زیادی را پشت سر گذاشتیم ، شادی ها ، سوئ تفاهم ها

و .....

از چندین ماه قبل از آشنایی ما ، من کارم دچار مشکل شده و تا حالا هم دارم تلاش میکنم که جور بشه


تو آرشیو که نگاه کنین و یا اگر یادتون باشه ، دوستی من و او  فراز و نشیب های زیادی داشت


و رابطه ما 7-8 ماه پیش به یک دوستی دور را دور تبدیل شد.


ادامه دارد

ماهی فروش

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 و ساعت 11:15 |



ماهی فروش


پ.ن : حوصله و وقت نوشتن پیدا بشه ، مفصل که نه!!!! ولی مختصر می نویسم از اتفاقات تلخ و شیرین این روزها


یا حق


+ نوشته شده توسط ماهی فروش در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 و ساعت 23:41 |
آهان به این میگن شجاعت


+ نوشته شده توسط ماهی فروش در چهارشنبه سوم اسفند 1390 و ساعت 15:56 |
تو کوچه بچه ها با صدای خیلی زیاد و حرفهای ناجور! دارن فوتبال بازی میکنن

درب را باز کردم

میگن : صدامون ازیتتون میکنه؟!

میگم : نه جانم!!!! امدم ببینم بازیکن 2 اخطاره تو زمین نباشه یک وقت!!!!


ماهی فروش

پ.ن : سوژه از اینترنت

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 و ساعت 12:24 |

درس فیزیک بسیار راحت تر میشد ،اگر بجای سیب ، خود درخت سیب به سر نیوتن میخورد!


ماهی فروش

پ.ن : نقل از اینترنت

+ نوشته شده توسط ماهی فروش در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 و ساعت 21:53 |

کشتی در ساحل امن تر است، ولی برای این کار ساخته نشده است.


پائولو



+ نوشته شده توسط ماهی فروش در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 23:28 |